پوپوليسم(populism)یا «مردم انگیخته گی»؛ در مقوله آموزه های سیاسی وآنگونه که «هربرت شیلر» تشريح می کند بر این فرض اولیه استوار است که عامه مردم؛ افرادی ناآگاه،منفعل و فاقد قدرت تشخیص اند ،از سوي ديگر وجه مشخصه يك پوپوليست ميل به« ديده شدن»براي آناني است كه بیشتر مجذوب «جذابیت بصری مبتنی بر احساسات » هستند تا «تحلیل ذهنی»به عبارت دیگر مردم انگیخته گی ارایه تصاویر خوب برای آنانی است که «خوب نمي بينند » ...
یه دوست زنگ می زنه از یه جای دور، دقیقا آن ور کره زمین ،می گه دلش تنگ شده ،چند تا کتاب برام فرستاده و بسته های ارسالی من هم بهش رسیده ،حسابی «ایران درد »گرفته و دلش لک زده برای ایران و ایرانی و ایرانی بازی،می گه چه خبر؟می گم :«همه چیز سر جاشه و از این خوبتر نمیشه» ...
زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم
چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه
ور بنهی پا بنهم هر چه بیابم شکنم
عرب ها براي روزمصيبت بار شكست از اسراييل اصطلاحي دارند به نام« يوم النكبه » كه من از سه شنبه تا حالا در حال درك آن هستم با اين تفاوت كه اين بار خبري از اسراييل و شكست نيست...
مدتی است به شدت بی حوصله و در نوشتن به شدت وسواسی شده ام و خلاصه اینکه «خاطر حزین است»ِ؛ساعت ها وقت برای نوشتن یک مطلب می گذارم اما ترجیح می دهم آن را در جایی ذخیره کنم و یا اصلا بریزمشان دور.راستش این جوری اش دیگر نوبر است اما چه می شود کرد ،اسم این وضعیت جدید را گذاشته ام«یبوست روحی» ...
سالها پيش از اين بود
صبح خميازه آلود بهار
يا ظهرتف ديده يك تابستان
آن دم سرنوشت كه پلك هايم به هم آغوشي هم رفتند
و سرانگشتانم ،كرخت و خسته از يكديگر گريختند
اين ساليان خمار و خواب آلود
و اين هزاره هاي تو درتو ، چگونه گذشت؟...
ماهيت يك روزنامه نگار مشروط است يا مستقل ؟آيا مي توان گفت كه روزنامه نگار ماهيتي مستقل دارد اما اين استقلال را به برانگيختن عليه يك قدرت مشروط كرد يا آنكه بايد پذيرفت لزوما روزنامه نگار يا روشنفكر نيازي ندارد كه ماهيت خود را با برانگيختن عليه ديگري تعريف و حضور خود را منوط به حضور ديگري كند؟ آنچه كه روزنامه نگار بايد عليه آن موضع بگيرد نفس قدرت است يا نوع رفتار قدرت؟