تبليغاتX
نون والقلم

دیشب حوالی ساعت ۱۱ شب به وقت لندن انتظار طولانی مدت خوانندگان هری پاتر برای دریافت آخرین قسمت این کتاب با عنوان "هری پاتر و مقدسات مرگ "به پایان رسید و  این  کتاب ۷۵۰ صفحه ای که تاکنون سری ان در ۳۲۵ میلیون نسخه  چاپ و به ۴۶ زبان دنیا ترجمه شده وارد بازار شد.هری پاتری که در سال ۱۹۹۰، در تخیلِ جی کی. رولینگ (Joanne K. Rowling) شکل گرفت، در تابستان ۱۹۹۷، برای اولین بار روی کاغذ آمد و سال۲۰۰۰، اولین نمایش خود را روی پرده‌ی نقره‌ای سینما تجربه کرد. قهرمانی که ده سال با مخاطبان خود زیست و امروز (بیست و یکم ژوئیه) قرار است به خاطرات مخاطبان میلیونی خود بپیوندد. فیلم پنجم این رمان (هری‌ پاتر و محفل ققنوس) در تابستان ۲۰۰۷ به نمایش عمومی درآمد و فیلم ششم (هری‌پاتر و شاهزاده‌ی دورگه) طبق برنامه، بیست‌ویکم نوامبر ۲۰۰۸ به روی پرده خواهد رفت.در این دوره‌ی زمانی و از همان روزهایی که اسم هری‌پاتر بر سر زبان‌ها افتاد، درکنار تعریف و تمجیدها، همواره انتقادهایی هم متوجه این پرطرفدارترین رمان زندان گوانتانامو بوده است.


ادامه قلم
+ قلم زده شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386توسط سعید |

من اصولا تا چند سال پیش خیلی کم پیش می آمد که دچار احساسات شوم و مثلا برای خواندن یک شعر یا دیدن یک صحنه و خواندن مطلبی حالم دگرگون شود و اشک بریزم،اما نمي دانم چه شده كه در اين چند سال اخير اينقدر منعطف شده ام ،كافي است يك آهنگ يا يك شعر به گوشم برسد و سوناتش يا مصرعي  از آن در قسمت پيشگاهي سلول هاي مغزم با سيناپس ها بده و بستاني كند تا ببينيد چطور صداي هق هقم در مي آيد .اوايل اين را ضعف مي دانستم چون در احوالات خودم چنين چيزي نديده بودم اما اين روزها با "خودم" به تفاهم رسيده ايم!!اينها را گفتم چون امروز راس ساعت ۸ صبح با ديدين يك تصوير بازهم حالم دگرگون شد و بغض گلويم را گرفت و اشك داشت ليز مي خورد كه بيايد پايين كه نگذاشتم ...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در شنبه سی ام تیر 1386توسط سعید |

تاريخ انتشار داستان «يكي بود، يكي نبود» مركب از شش قصه نوشته محمدعلي جمال زاده را 19 ژوئيه 1921 در برلين ذكر كرده اند كه چندين ماه بعد نخستين نسخه آن به تهران رسيد و متن آن مورد انتقاد قرار گرفت. اين دومين داستان اين نويسنده بود كه به پدر داستان كوتاه نويسي ايران معاصر معروف شده است. جمال زاده كه نهم نوامبر سال 1997 در 92 سالگي در ژنو درگذشت نخستين داستان خود تحت عنوان «گنج شايگان» را در سال 1917 منتشر ساخته بود. وي كه در اصفهان به دنيا آمده و بيشتر ايام عمر را در خارج از ايران بسر برده بود بعدا داستانهاي متعدد نوشت از جمله تلخ و شيرين، كهنه و نو، آسمان و ريسمان و بالاخره داستان «قصه ما به پايان رسيد». سبك او مشابهت زياد به «ديكنز» داشت.


ادامه قلم
+ قلم زده شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386توسط سعید |

 

ديروز وقتي به خانه رسيدم حسابي خسته و كوفته بودم به حدي كه با وجود اصرار هميشگي ام به اينكه به محض ورود به خانه اول بايد بروم و يك حمام حسابي كنم و بعد به كارهايم برسم ،روي تخت ولو شدم و وقتي بيدار شدم كه عقربه هاي ساعت عدد ۸ را نشانه گرفته بود .باوركردني نبود من ۳ ساعت تمام خوابيده بودم ...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386توسط سعید |

مطلبی را که می خوانید سیروس سیروس علی نژاد در سایت بی.بی.سی و در معرفی کتابی که به تازگی منتشر شده آورده بود و  چون هرکاری کردم دیدم نمی توانم از قلم شیوای علی نژاد و کتاب جالبی که معرفی کرده صرف نظر کنم در نتیجه دست به سرقت ادبی زدم!!هرچند مثل فضیل عیاض ،عیاری کردم و نتیجه این دزدی را در اختیار شما گذاشتم!...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386توسط سعید |

مجله آمریکایی نيوزويك  در آخرین شماره خود گزارشی را به قلم مايكل هرش به چاپ رسانیده است با این تیتر که «تهران بازي دوجانبه مي كند »این گزارش البته تیتر دومی هم دارد که در آن به نقل ازجعفری دیپلمات ایرانی که به قول نیوزویک از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران بوده ،آورده است:«واشنگتن یک ثروث کلیدی در عراق -یعنی ایران-را نادیده می گیرد »...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386توسط سعید |

 
چند روز پیش در اینترنت خبری خواندم در مورد اینکه یک روزنامه رسمی کوبا گفته است که شواهد مستدلی وجود دارد که نشان می دهد بقایای جسد بازگردانده شده به کوبا در ده سال پیش، متعلق به چه گوارا، رهبر انقلابی آمریکای لاتین است.دلیل این اظهارنظر این بوده که اوائل امسال، یک افسر پیشین سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) ادعا کرد ...

ادامه قلم
+ قلم زده شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386توسط سعید |

نمی دانم که کتاب ارزنده لویاتان را خوانده اید یا نه؟اما اگر خوانده اید و از عمق فکری یک اندیشمند و دغدغه های شگرف اجتماعی اش به هیجان آمده اید باید بدانید که امروز در تاریخ به نحوی با او ارتباط دارد.امروز ۱۷ ژوییه و روزی است که هابز به انگلستان بازگشت تا عقاید فلسفی خود را در باره رابطه مردم و حکومت تدوین و تبیین کند.توماس هابز مولف هفت كتاب مهم كه يكي از آنها در 11 جلد چاپ شده است پس از يك ديدار طولاني از اروپاي قاره اي و گفتگو و تبادل نظر با انديشمندان وقت فرانسه و ايتاليا از جمله گاليله و مطالعه وضعيت مردم و رفتار حكومت ها، 17 ژوئيه سال 1651 به انگلستان بازگشت و به تنظيم عقايد فلسفي خود پرداخت ...

 


ادامه قلم
+ قلم زده شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386توسط سعید |

افتتاح سالن جديد خبرنگاران در كاخ سفيد

دیروز برای خبرنگارانی که برای شرکت در جلسه پرسش و پاسخ رییس جمهور آمریکا به کاخ سفید رفته بودند، روز ویژه ای بود چون بالاخره پس از ۱۰ ماه، ساختمان جدید التاسیس خبرنگاران در بخش غربی کاخ آماده شد و از این پس جلسات پرسش و پاسخ با خبرنگاران در این مکان صورت می گیرد...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386توسط سعید |

کاش فراموش می شدی

همچون خنکایی در غروب یک روز گرم تابستان

یا قطرات زلال پیمانه ای بر لبه پشت بام های آفتاب زده...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386توسط سعید |

واقعه مسجد سرخ پاکستان از جمله حوادث مهم هفته گذشته بود که سرانجام با حمله نیروهای امنیتی پاکستان به تندروهای سنی مذهب مسجد ظاهرا به پایان رسید


ادامه قلم
+ قلم زده شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386توسط سعید |

دیدن چیزی به جای چیز دیگر یا دیدن چیزی سوای چیز دیگر.این جملات هذیان نیست واقعیتی است که گریبان ما انسانها را گرفته است.ما اسیر انگاره ها و پیش فرض های خود(preconception)هستیم ...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386توسط سعید |

امروز روز جمعه است و از آن روزهایی است که انبوهی و تراکم هوای خفه کننده تابستان و افکار در هم پیچیده ای که گویی از رحم غم و نطفه یاس بار گرفته اند به راحتی می تواند هر ذهن ناتوانی را به طرفه العینی بر امواج مذاب آتشفشان های درون متلاطم هر انسان صاحب دردی رهاکند ...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386توسط سعید |

در نشریه تابان هرکدام از ما خاطرات تلخ و شیرین زیادی داریم و از همه مهم تر اینکه آنقدر خاطره داریم که وقتی در قاب عکس ها آنها را مرور می کنیم از این فراز و نشیب ها و از اینکه چطور یک نقطه یا مکان می تواند شاهد برهه های زندگی ما باشد انگشت به دهن می مانیم .عکس هایی که در آنها لحظه ای غمگین و لحظه ای شادیم و این عکس ها در کنار این زمان ازدست رفته به خوبی نشان می دهد که این پنج سال چهره ها چطور چروک تر شده و گرد زمان چطور خودش را به رخمان می کشد...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386توسط سعید |

بیل گیتس دیگر ثروتمندترین مرد جهان نیست ، بعد از گذشت 13 سال فردی به نام کارلوس اسلیم توانست ، لقب ثروتمندترین مرد جهان را از بیل گیتس بگیرد و به خود اختصاص دهد.
کارلوس اسلیم فرزند یک لبنانی مسیحی مهاجر به نام یوسف سالم حداد است که در سال 1902 کشورش را به مقصد مکزیک ترک کرد. پدر کارلوس اسلیم ، به واسطه کار سخت و استعدادش در سرمایه‌گذاری ، به سرعت مدارج ترقی را پیمود ، به طوری که در سال 1910 صاحب یک زمین باارزش در مرکز شهر مکزیکوسیتی شد. وی با دختر یک بازرگان موفق ازدواج کرد و صاحب 6 فرزند شد که کارلوس اسلیم ، کوچک‌ترین آنها بود...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386توسط سعید |

 

 پیش از آن که به سبزه های همیشه سبز بسپاریدم ...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386توسط سعید |

امروز در حال تورق روزنامه های چاپ آمریکا بودم که چند موضوع توجهم را جلب کرد که عینا می آورم:

 

دلشاد شهردار ایرانی-یهودی منطقه اعیانی نشین بورلی هیلز لس آنجلس

لس آنجلس تايمز در مقاله‌اي به قلم تامي عبدا... نوشته است كه جيمي دلشاد شهردار ايراني زاده بورلي هيلز قصد دارد امروز از شوراي شهر بخواهد كه سرمايه گذاريهاي صندوق بازنشستگي شهر در شركت هاي فعال در ايران را حذف كنند...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386توسط سعید |

 

شبكه خبري «C.B.S» در تازه‌ترين قسمت برنامه مشهور «60 دقيقه» خود، بازار هنگفت پورنوگرافي و فيلم‌هاي مستهجن در آمريكا را مورد كالبدشكافي قرار داده است...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386توسط سعید |

امروز سه شنبه ۱۹ تیر گرم و شرجی تهران و ۱۰جولای است .امروز هم به روال روزهای قبل می خواهیم ببینم مصادف با چه رویدادهای تاریخی هستیم ضمن اینکه عکس روز شبکه CBS  هم ديدني و خنده داره...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386توسط سعید |

 

فيلم كلك

من همیشه آرزو داشته ام وضعیتی فراهم شود که روزنامه ها و نشریات زرد اگر نگوییم وجود نداشته باشند اما دست کم در سایه وجود نشریات قوی با نویسندگانی مطلع و ملتزم به اخلاق حرفه ای مجبور به اصلاح خود شوند. در جایی می خواندم به نقل از یکی از همکاران آلن جانسون خبرنگار بی بی سی -به تازگی توسط حماس از اسارت چند ماهه جیش الاسلام آزاد شد-که وی زمانی قصد داشت در افغانستان از صدای چگور یک افغانی در گزارش خود استفاده کند اما فضای اتاق ان نوازنده صدا را انعکاس می داد و گزارش کیفیت پایینی پیدا می کرد همکار جانسون می گوید من به او گفتم پس از مصاحبه از نوازنده بخواهیم که بیرون از اتاق چگر بزند و بعد صدای آن را روی نوار میکس می کنیم اما جانسون گفت :دیگر امکانپذیر نیست چون من در گزارش ضبط شده گفته ام ما در این اتاق کاهگلی می خواهیم صدای موسیقی این نوازنده را بشنویم و نمی توانم قبول کنم صدایی که برای ببیندگان پخش می شود در جایی خارج از مکانی باشد که من ادعا کرده ام!این را گفتم  تا انهایی که مصاحبه های خیالی می کنند حساب دستشان بیاید!!و دیگر اینکه این موضوع بهانه ای شد برای معرفی فیلمی که بد نیست به اصطلاح خبرنگاران این نشریات زرد به دیده عبرت آن را نگاه کنند...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386توسط سعید |

امروز در الشرق الاوسط مطلبي خواندم كه به نحوي به حوزه رسانه مربوط مي شد و جذابيت آن مرا برآن داشت كه اين موضوع را در روزنامه ها و رسانه هاي ديگر هم دنبال كنم و آنچه مي آيد محصول اين جستجوست كه فكر مي كنم براي مطبوعاتي هاي ايراني به ويژه در اين روزها جذاب و تامل برانگيزباشد :


ادامه قلم
+ قلم زده شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386توسط سعید |

سيماي زني در دوردست

 

امروز سالروز مرگ یک نقاش ماندگار  و همچنين سالمرگ توماس موراست...

 


ادامه قلم
+ قلم زده شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386توسط سعید |

روایت مردی که آماتور شد!

(سخني درضرورت نگاه انتقادي اصلاح طلبان به خود)

 

مدت هاست كه بنا به دلايلي  وبا وجود ديدگاه هایي كه در حوزه داخلي به ذهنم خطور می کند ؛ترجيح داده ام بيشتر از مسایل خارج و تحولات جهاني بنويسم. امروز اين قاعده 9 ساله را بهم مي زنم چرا كه فكر مي كنم اين خرق عادت، اكنون براي من يك ضرورت است هرچند اين ضرورت با همين مقاله پايان پذيرد...

 


ادامه قلم
+ قلم زده شده در شنبه شانزدهم تیر 1386توسط سعید |

در اولین پیام خود به مجلس عوام در مقام نخست وزیر، گوردون براون پیشنهادهایی مطرح کرد که اگر روزی به صورت لایحه درآید و از تصویب پارلمان هم بگذرد، چهره سیاسی بریتانیا دگرگون خواهد شد... 

ادامه قلم
+ قلم زده شده در جمعه پانزدهم تیر 1386توسط سعید |

این مطلب را افشین امیرزاده در بی بی سی در مورد منصور بهرامی کمدین زمین های تنیس نوشته.قبلا تلویزیون ایران گزارش جالبی در مورد این ایرانی نابغه نشان داده بود و راستش را بخواهید حیفم آمد این مطلب زیبا را در وبلاگم نياورم...
 

ادامه قلم
+ قلم زده شده در جمعه پانزدهم تیر 1386توسط سعید |

 

هفته نامه تابان:

هرکس یک جایی و یک عده دوستانی دارد که در آنجا و پیش آنها آرام می گیرد و به اصطلاح استخوانش بر زمین می افتد و نشریه تابان برای من یک چنین جایی است.جایی که اگرچه در یک شهرستان است اما برای من محیط آنجا نه در محیط کار و نه حتی در شرق و هم میهن -که البته آنجا هم بچه های خوب و خونگرمی دارند-تکرار نشده است و شاید دلیلش آن باشد که تابان را از اول مثل یک کودک تازه به دنیا آمده در آغوش گرفتیم و اکنون مغرورانه به قد کشیدنش نگاه می کنیم.روايت تصويري مرا از تابان در اينجا ببينيد و بخوانيد:

 


ادامه قلم
+ قلم زده شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386توسط سعید |

امروز خبری منتشر شد مبنی بر اینکه رئیس قبلی یاهو -تری سمل- به دنبال تشديد اختلاف با سرمايه‌گذاران اين شرکت ، استعفا کرده است و «جری یانگ» به عنوان رئیس جدید یاهو انتخاب شده است...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386توسط سعید |

« جان ملكم John Malcolm» كه به پاس خدماتش به دولت متبوع خود انگلستان لقب «سر Sir» گرفته است پنجم ژوئيه سال 1813 تاليف خود «تاريخ ايران» را كه كلا حدود هزار صفحه است و آن را در هند تكميل كرده بود به دست چاپ داد ولي تاريخ انتشار نسخه هاي اصلي كه از آن به جاي مانده سال 1815 را نشان مي دهد كه از آن چنين بر مي آيد كار چاپ و صحافي نزديك به دو سال طول كشيده بود.
    «سرجان ملكم» يك «نظامي- ديپلمات» بود كه از سال 1800 ميلادي تا 1810 سه بار به عنوان مامور دولت انگلستان به ايران آمده بود. انگيزه او در نوشتن اين كتاب كه قسمتهايي از آن، مخصوصا آن قسمت كه درباره منش ايرانيان است دهها سال به عنوان «راهنماي» دولت هاي اروپايي (غرب) بكار رفته و مد نظر آنها بوده هنوز به درستي شناخته و روشن نيست.
    «جان» از افسران واحدهاي نظامي انگلستان در «هند» بود كه مامور ديدار از ايران شد. دولت انگلستان ايران آن زمان را ديوار كوتاه و فرسوده اي ديده بود كه فرانسه و روسيه - هر دو - مي خواهند از آن بالا روند و «هند» را از چنگ آن دولت در آورند، لذا در صدد برآمده بود كه به هر وسيله، مانع نفوذ آن دو دولت اروپايي از طريق خاك ايران به هند شود و اعزام «جان ملكم» كه شايد تا آن زمان هرگز درصدد تاريخ نويسي و تحقيقات تاريخي برنيامده بود به همين دليل بود. بنابراين، «جان» يك مامور دولت متبوع خود بود و منطقا هرگونه تلاش و فعاليت او در جهت اجراي سياست انگلستان قرار داشت و يكي از كارهاي هر مامور سياسي، جمع آوري اطلاعات پيرامون حوزه ماموريت است و به احتمال زياد تاريخ نگاري او نيز با تاييد قبلي دولت انگلستان بوده است. كه هزينه تنظيم و نگارش تاريخ او را هم تامين كرد و تسهيلات كار وي را فراهم ساخت و وسايل و افراد لازم را در اختيارش گذارد.
    ديدارهاي اين «مامور سياسي» دولت انگلستان از ايران مصادف با تصميم ناپلئون مبني بر محاصره دريايي و تحريم اقتصادي انگلستان و قطع دست آن از ساير كشورها بود و اعزام ژنرال گاردان و افسران و ماموران سياسي ديگر از فرانسه به ايران عمدتا با هدف برخورد با انگلستان بود. به علاوه، اين ديدارها همزمان با نخستين جنگ روسيه با ايران بود كه در سال 1803 آغاز شد.
    قرارداد ناپلئون با تزار روسيه در هفتم ژوئيه 1807 در تيلسيت كه ضمن آن ناپلئون به شرط تحريم انگلستان، دست روسيه را براي تصرف سوئد، فنلاند و مستملكات عثماني آزاد گذارد و تكميل و تائيد مجدد آن در 14 اكتبر 1808، ماموريت «جان ملكم» را حساس تر كرد، که فتحعلي شاه هم در اين سال (1808) به وي اجازه سفر از بوشهر به تهران را نداد، اما سال بعد او را كه باخود هداياي فراوان براي شاه قاجار آورده بود به حضور پذيرفت و چون احتمال بازگشت ژنرال گاردان به اروپا مي رفت و فشار روسيه بر ايران افزون گرديده بود راه براي امضاي قرارداد 12 مارس 1809 ايران و انگلستان هموار بود كه به موجب آن دولت ايران متعهد شد كه تعهدات نظامي خود با كشورهاي ديگر را به سود انگلستان لغو كند و اين قرارداد به مفهوم آن بود كه ژنرال گاردان و افسرانش بايد از ايران بروند كه در سال 1810 رفتند و جاي آنان را انگليسي ها گرفتند و همين عمل موجب فاجعه سال 1812 در جبهه اصلاندوز شد . مشاور توپخانه ارتش ايران در جبهه اصلاندوز يك افسر انگليسي به نام «ليندسي» بود و توپخانه ايران نيروي خودي را به گلوله بست و باعث شكست ايران از روسيه شد كه با ميانجيگري و اعمال نظر انگليسي ها قرارداد ترک مخاصمه ميان روسيه و ايران به امضا رسيد و .... بنا بر اين، مداخلات استعماري و سلطه گري انگلستان در ايران با ماموريت هاي سر جان ملکم آغاز شد که ماهيت آن با ماموريت برادران شرلي که 102 پيش از آن آغاز شده بود متفاوت بود و مداخلات انگليسي ها در ايران در قرون 19 و 20 عامل اصلي کاهش وسعت، تزلزلل حاکميت، عقب ماندگي و بدبختي هاي ايران و ايرانيان بشمار آورده شده است.
    وارد جزئيات تاريخ نويسي «سرجان ملكم» و اسناد و منابع او و ميزان تسلطش بر زبان فارسي (از نظر خواندن متون تاريخي) و اطلاعاتي كه داده است نمي شويم، ولي ذكر اشاره اي كه او به منش ايرانيان كرده كه «راهنماي» غربي ها قرار گرفته لازم است.
    وي در کتاب خود ابراز نظر كرده كه ايرانيان مردماني خودخواه ، متلون ( دمدمي مزاج ) ، متفرق و... هستند. مي دانيم وقتي در غرب به كسي وصله «خودخواهي و خود بيني» بزنند يعني كه مي شود با او وارد چانه زدن شد و احتمالا وي را خريد و ... ، مخصوصا كه سرجان ملكم در چند جاي كتاب خود تاكيد كرده است كه «بني آدم بني عادت است» يعني عاداتش را داوطلبانه رها نمي سازد؛ به عبارت ديگر، اين خصلت ها فرهنگ ثانوي ايراني شده است!!. او همچنين بر اين عقيده است كه ايرانيان بمانند ساير مردم مشرق زمين حكمران مستبد( ديکتاتور )، ولي قاطع و تامين كننده رفاه و امنيت را بر حاكم كم عرضه و ليبرال ترجيح مي دهند.
    پس از انتشار تاريخ سرجان ملكم و پس از او ـ البته با فاصله اي زياد ـ تاريخ «سر پرسي سايكس» كه او نيز يك ژنرال انگليسي بود و با ماموريت نظامي و ايجاد يک نيروي رزمي براي انگلستان ( اس. پي. آر ) به ايران آمده بود انتشار يافت و متاسفانه از اين دو تاليف به عنوان ماخذ و منبع استفاده شده و حتي تاريخدانان خودمان هم گهگاه به كتابهاي اين دو « مامور رسمي» استناد كرده اند.
    بايد دانست كه خاطره نويسي با تاريخ نويسي تفاوت دارد. هر مامور خارجي مي تواند خاطرات روزانه خود را بنويسد و ايرادي نيست، ولي تاريخ نگار شدنش آن هم درباره کشور محل ماموريت و شروع كردن از آغاز كار (گذشته بسيار دور) جاي ترديد مي تواند باقي بگذارد. تاريخ نگاري همانند روزنامه نگاري داراي اصول و قواعد است که اگر رعايت نشوند آن نوشته ،تاريخ و ياخبر روزنامه به حساب نخواهد آمد.

 

امير عبدالقادردولت فرانسه در سال 1830 در صدد تصرف الجزاير بر آمد و پنجم ژوئيه اين سال شهر الجزيره و مناطق اطراف آن را گرفت ولي براي استعمار همه الجزاير مجبور شد چهل سال جنگ كند كه 17 سال، قهرمان بزرگ اين جنگ عبدالقادر (1883 - 1808) فيلسوف صوفي و انديشمند الجزايري بود که لقب قهرمان ملي الجزايري ها را به دست آورده است.
    الجزاير كه از سال 106 پيش از ميلاد جزيي از قلمرو امپراتوري روم شده بود اواخر قرن هفتم ميلادي ضميمه ممالك اسلامي شد و پس از آن نيزهرچند وقت يك بار زير نگين عثماني و يا قدرتهاي اروپايي قرار مي گرفت، اما از نوعي خود مختاري و فدراسيون قبايل برخوردار بود. اين قسمت مديترانه، از دير زمان سواحل نا امني داشت كه مرکز فعاليت باجگيران دريايي بود و اين گروه سرانجام از ناوگان آمريكا و بعدا انگلستان شكست خوردند. در آغاز قرن نوزدهم يهوديان و تجار الجزايري به ناپلئون امپراتور فرانسه وام نقدي داده بودند كه پس از تبعيد ناپلئون، پول خود را از دولتهاي وقت فرانسه مطالبه مي كردند و چون در دهه سوم قرن 19 در وصول طلب خود سماجت كردند شارل دهم پادشاه وقت فرانسه در صدد تصرف الجزاير بر آمد و به اين سرزمين كه به محاذات فرانسه در سوي ديگر درياي مديترانه قرارگرفته است نيرو فرستاد و بالاخره الجزاير به تصرف فرانسه درآمد.
    پس از جنگ جهاني دوم، الجزايري ها براي كسب استقلال خود بپاخاستند و امان فرانسه را بريدند تا در اوايل سال 1962 وعده آن را گرفتند و در ژوئيه موفق به كسب آن شدند. آنان پنجم ژوئيه در سال 1962 را به اين جهت سالروز استقلال خود اعلام کردند که مصادف با پنجم ژوئيه بود و 132 سال پيش از آن در همين روز فرانسويان الجزاير را مورد حمله نظامي قرار داده بودند. به اين ترتيب پنجم ژوئيه روز ملي الجزاير است.

+ قلم زده شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386توسط سعید |

 

در پي سفر رئيس جمهور روسيه به آمريکا و گفتگوهاي غيررسمي با مقامات کاخ سفيد رسانه هاي خبري آمريکا گزارشات متعددي در اين خصوص منتشر نموده اند.
نيويورک تايمز
مي نويسد پس از دو روز مذاکره با بوش نهايتاً پوتين طرح دفاع موشکي خود را تشريح نمود که عمدتاً در کنترل مسکو خواهد بود و لذا مقامات آمريکايي چندان علاقه اي به آن نشان ندادند. پوتين برنامه دفاع موشکي آمريکا را که گفته شده براي مقابله با تهديدات احتمالي از سوي ايران ميباشد را يک تهديد نظامي براي روسيه ارزيابي ميکند و لذا طرح جديدي را ارائه داده که آمريکا بتواند از رادهاي نصب شده در آذربايجان استفاده کند.نيويورک تايمز مي افزايد رهبران روسيه و آمريکا در مصاحبه با خبرنگاران نسبت به چگونگي برخورد با برنامه هاي هسته اي ايران و تصويب قطعنامه ديگر به توافق نظر نرسيدند و تنها بوش اعلام کرد که بايد پيام قوي به ايران ارسال شود اما پوتين به همکاري هاي ايران با بازرسان آژانس هسته اي اشاره نمود.

 

 

روزنامه واشنگتن تايمز طي مقاله اي ديدگاه مسلمانان را نسبت به آمريکا مورد نقد و بررسي قرار داده است. در اين مقاله اشاره شده که جرج بوش هفته پيش اعلام نمود که قصد دارد يک نماينده براي سازمان کنفرانس اسلامي انتخاب کند. در عين حال روسيه قبل از آمريکا اقدام کرده و پذيرفته شده که يک نماينده در اين سازمان به عنوان ناظر حضور يابد.
اين مقاله مي افزايد اما در ملاقات اخير رهبران روسيه و آمريکا صحبتي
از روابط آنها با مسلمانان به ميان نيامد. براساس نظرسنجي اخير سازمان پيو اگر چه افکار عمومي جهان نسبت به آمريکا روز به روز کاهش مي يابد اما وضعيت روسيه در بين مسلمانان بهتر است. براساس اين نظرسنجي در کشورهاي متحد آمريکا از جمله مصر، اردن و ترکيه افکار عمومي 21، 20، و 9 درصد علاقمند به آمريکا هستند در حالي که بيش از 46، 48، و 17 درصد از روسيه حمايت ميکنند.
به نوشته اين نشريه در حالي که روز به روز
افکار عمومي مسلمانان نسبت به آمريکا کاهش مي يابد بيشتر مسلمانان با طرفداري از روسيه اين کشور را بعنوان موازنه قدرت در مقابل آمريکا ارزيابي ميکنند.
مقاله
نويس اشاره مي کند که موضوعاتي از جمله درگيريهاي اسرائيل با فلسطينيها، اشغال عراق و کشتار در اين کشور و بحران هسته اي ايران باعث شده تا نظر و ديد مسلمانان نسبت به آمريکا به پايينترين سطح خود به رسد.

 

 

+ قلم زده شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386توسط سعید |

4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني بودن هر كار تعصب مي ورزيد و پيدايش ناسيوناليسم نيرومند ايراني را به او نسبت مي دهند تصميم گرفت كه قلمرو ايران به 30 ايالت تقسيم شود و هر ايالت را ساتراپي (واژه اي مادي است) ناميد (ايالت هاي فعلي ايران نيز «استان» خوانده مي شوند كه اختصاص به ايالت ايران دارد و نمي توان ايالت كشور ديگر را «استان» ترجمه كرد) و دستور داد كه با تاسيس پستخانه ارتباط مردم اين ايالتها با هم تامين شود و داد وستد با پول انجام شود (سكه هايي كه ضرب كرده بود) . مصر يكي از ساتراپي هاي ايران آن زمان بود كه داريوش توجه خاصي به آن داشت. داريوش همچنين دستور داد که ميان شوش و سارد (نزديك مديترانه) يك شاهراه ارابه رو ساخته شود (اين راه به طول 2700 كيلومتر كشف شده است كه در بسياري از قسمتهايش، نوعي اسفالته بود) و ... . داريوش سه سال بعد درگذشت و در گوري در «نقش رستم» كه از قبل آماده كرده بود دفن شد. هنگام مرگ داريوش، هنوز ساختمان تخت جمشيد كاملا تكميل نشده بود که کار ساختن آن به تصميم او آغاز شده بود.
    به نوشته ي «كارول ميسليويك Karol Mysliwiec» باستان شناس در كتاب تاريك و روشن هاي مصر باستان
    The Twilight of Ancient Egypt، انتشارات دانشگاه كرنل (آمريكا)، صفحات 135 تا 191؛ ايرانيان از سال 525 تا 404 پيش از ميلاد (تقريبا 121 سال) بر مصر حكومت كردند و در تاريخ مصر سلسله بيست و هفتم خوانده مي شوند، ولي روش مديريت و فرهنگ ايراني سه قرن در آن كشور باقي بود. كارول نوشته است:
    «با وجود برچيده شدن حكومت ايرانيان بر مصر در سال 404 پيش از ميلاد، يهوديان مصري تا دهها سال پس از آن هم خود را از اتباع امپراتوري ايران مي دانستند. مصر توسط كامبوزيا (كامبيز) دوم پسر كوروش بزرگ تصرف شده بود. وي شرق ليبي و شمال سودان را هم برخاك مصر اضافه كرده بود و مصر را كه سالها به دو بخش عليا و سفلي تقسيم شده بود و داراي دو حكومت جدا از هم بود به صورت يك كشور واحد درآورده و شهر «ممفيس» را پايتخت مصر واحد قرار داده بود ».
    مولف كتاب كه خود در اكتشافات باستان شناسي مصر نقش داشته و يك باستان شناس معروف است ادعاي مورخان يوناني را كه نوشته اند «كامبيز» گاو مقدس مصريان «آپيس Apis» را گردن زد قويا رد مي كند و مي گويد كه اين دروغ ناشي از دشمني و حسادت يونانيان نسبت به ايران، تنها ابر قدرت آن زمان، بوده است كه مي خواستند ايرانيان را به وحشي گري متهم كنند. اكتشافات اخير ثابت كرده است كه گاو مقدس مصريان پس از مردن آن حيوان در سال ششم فرمانروايي ايرانيان؛ به دستور كامبيز با تشريفات رسمي در داخل تابوت دفن شده و اين تابوت با نوشته هاي روي آن، اينك در دست است.
    از خصوصيات امپراتوري هخامنشي ايران اين بود كه به آئين هاي ملل تحت سلطه خود كاري نداشت. كامبيز (در سنگنبشته هاي ايران تلفظ آن كمبوجيااست) تنها دستور داده بود كه مصريان بايد كفش برپا كنند و به جاي لنگ (به ضم لام) شلوار بلند بپوشند. ايرانيان آن زمان - زن و مرد - شلوار مي پوشيدند و شلوارهاي آنان بي شباهت به شلوارهاي بلوچها و كردهاي امروز نبود. كامبيز طبق سندي كه اينك در موزه واتيكان است دريا سالار مصري Udjahorresnet را به عنوان مشاور ويژه خود برگزيده بود. شاه ايران با اين كه يكتاپرست بود و فقط به «اهورا مزدا» ايمان داشت مصريان را از عبادت خدايان متعدد خود باز نداشت و آيين زرتشت را به آنان تحميل نكرد.
    مولف سپس به ديدار داريوش اول از مصر پرداخته و نوشته است: برخلاف كامبيز، داريوش اجازه نداد كه مصريان او را «فرعون» بخوانند. وي مصر را به صورت يك ساتراپي ايران درآورد ـ همين عنواني كه امروز ايالات ايران به آن ناميده مي شوند: Ostan استان. داريوش بود كه دستور داد تاريخ مصر از آغاز كار تا زمان او جمع آوري و تدوين شود. او دستور داد كه از آن پس دستورهاي دولتي و ضوابط، علاوه بر خط ميخي به خط هيروگليف مصري هم نوشته شوند كه نمونه هاي متعددي از آن، از جمله در آپادانا باقي مانده است. داريوش براي سهولت رفت و آمد ميان ايران و مصر دستور داد كه ميان درياي سرخ و رود نيل آبراهي بسازند كه آثار آن و كتيبه مربوط به اتمام اين آبراه كه صدها سال داير بود و بر اثر توفان شن پر شده است به دست آمده و موجود است. در طول اين كانال تخته سنگهاي تراشيده شده به دست آمده كه در آنها تاريخ اتمام هر قطعه از آبراه حك شده است و اين سنگها در دست است. در يك سنگنبشته آمده است كه روز افتتاح آبراه، قطاري مركب از 26 كشتي از آن عبور كردند و اين نوشته به چهار زبان و دو خط است (ميخي و هيروگليف). از همين دوران اثري به دست آمده كه عبارت است از مخلوطي از علامت ايران (بالهاي باز شده مرغ با سرانسان و كلاه پارسي) و علائم قديم مصر عليا و مصر سفلي كه نشانه وحدت مصر واحد با امپراتوري ايران است. لوح داريوش به مناسبت پايان آبراه «درياي سرخ - نيل» در قرن 20 به دست آمده است. وي در سنگنبشته هايش خود را داريوش پسر ويشتاسپ هخامنش (ويشتاسپ در فارسي امروز به گشتاسپ تبديل شده است) خوانده كه از همان زمان احترام عميق به پدر و بكار رفتن نام او پس از نام فرد در جهان رواج يافته است. معبدي كه داريوش در مصر ساخت، هنوز تقريبا به طور كامل درمنطقه واحه El-Kharga موجود است.
    داريوش كوشش قابل ملاحظه براي ترويج آيين زرتشت در ميان مصريان نكرد و اين امر مويد اين فرضيه است كه ايرانيان آيين زرتشت را ويژه آريائي ها (آرين ها) و شايسته آنان مي دانستند، نه همه نژادها. نام بيشتر فرمانداران ايراني مصر كه به آنجا فرستاده مي شدند همراه با واژه آرين بود. براي مثال: آرياندس Aryandes. در ستوني كه در كاخ آپادانا (شوش) به دست آمده روي شنل لباس مجسمه اي كه سر و گردن آن ناپديد است نيز نوشته هايي به خط ميخي و هيروگليف (مصري) است و اين نشانه ارتباط استوار دو سرزمين است. يكي از فرمانداران ايراني مصر «آرشام» نام داشت.
    مولف در اين فصول به تحريك سياسي مصريان توسط يونانيان و دوبار نافرماني آنان پرداخته كه هر دو شورش با خشونت تمام توسط نيروهاي اعزامي از جنوب ايران (فارس و كرمان) سركوب شده است. مصر پس از سلطه ايران تا نيمه قرن 20 استقلال كامل به دست نياورد. پس از ايرانيان، مقدوني ها سپس رومي ها، آنگاه اعراب مسلمان و سوري ها و پس از آنها هم عثماني و انگلستان بر مصر تسلط داشتند. يك بار هم ناپلئون آنجا را گرفت. ايرانيان اواخر دوران ساسانيان (پادشاهي خسروپرويز) يك بار ديگر مصر را به تصرف خود درآورده بودند.

 

 

 

چهارم ژوئيه مصادف با سالروز تصويب اعلاميه استقلال مهاجرنشينان انگليسي آمريكاي شمالي (ايالات متحده) در سال 1776 در کنگره نمايندگان اين مهاجر نشينان است كه جزيي از قلمرو انگلستان بشمار مي رفتند، ولي تحقق اين جدايي بدون جنگ صورت نگرفت و اين جنگ كه با كمك فرانسه ــ رقيب اروپايي انگلستان ــ انجام گرفت مدتها طول كشيد. سالروز امضاء شدن اعلاميه استقلال آمريكا به نام يكايك مردم اين سرزمين در سال 1776، دراين كشور روز ملي و تعطيل عمومي است.

متن اعلاميه به همان صورتي كه تنظيم و در فيلادلفيا امضاء شده است. متن اعلاميه به قلم توماس جفرسون است كه شهرت داشت نثري شيوا دارد . در اين اعلاميه تاكيد شده است كه همه انسانها برابر خلق مي شوند و داراي حقوق غير قابل سلب هستند از جمله حق حيات ، حق آزادي ،حق شاد بودن و شادي كردن و.... در اعلاميه حكومت جورج سوم پادشاه وقت انگلستان ظالمانه توصيف شده و به 26 مورد زورگويي دولت انگلستان اشاره رفته است

+ قلم زده شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386توسط سعید |

 هم میهن توقیف شد.

 

+ قلم زده شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386توسط سعید |

 

شرق الاوسط ؛ در گزارشي پيرامون بمب گذاريهاي اخير در انگليس ضمن اشاره به گسترش دستگيري افراد مظنون به بمب گذاريهاي اخير در آن كشور، نوشته است كه دولت انگليس اين اقدام را به القاعده ارتباط داده است. گزارش مي‌افزايد يكي از دستگير شدگان در حمله به فرودگاه گلاسكو يك دكتر 26 ساله، از اكراد ايراني، به نام محمد عشا است كه در يك بيمارستان كار مي‌كرده است. فرد دوم نيز از كارگران بيمارستان مي‌باشد.گزارش مي‌افزايد كه بر اساس اظهارات فردي كه گزارش آژانس هاي اطلاعاتي انگليسي را ديده است، آژانس هاي اطلاعاتي آن كشور آوريل گذشته هشدار داده بودند كه احتمال حمله توسط كردهاي ايراني همزمان با پايان دوره توني بلر وجود دارد. دولت انگليس اين گزارش را تائيد نكرده است و مشخص نيست به چه دليل كردهاي ايراني بايد  از بريتانياعصباني باشند.

 

 

 

 

 

 

 

واشنگتن پست – يكشنبه 10 تير

روزنامه واشنگتن پست (10تير)مقاله اي از مايكل هرش با عنوان «صداهايي جديدي از ايران»به چاپ رسانيده بود كه به هرحال امروز اين فرصت به دست اومد كه اين مطلب را براي اطلاع خوانندگان و بدون تاييد محتواي مقاله در وبلاگم بياورم:

 ژنرال را در پايان يك جاده پر پيچ و خم در كوه هاي البرز در 150 مايلي شمال تهران يافتم. مكاني مطلوب و روستايي براي بحث در باره يك موضوع نامطلوب: تنش بين ايران و ايالات متحده و امكان يك جنگ وحشتناك .
ژنرال محسن رضايي دبير شوراي قدرتمند تشخيص مصلحت نظام است . وي به ندرت با خبرنگاران خارجي - - به ويژه آمريكايي صحبت مي كند . وقتي در طول سفر اخير به ايران از طريق يكي از دستياران رضايي به من اطلاع داده شد كه مايل است با من در ويلاي شخصي خود در كوه ملاقات كند شگفت زده شدم .
با توجه به سياست پيچيده و تقريبا غير قابل نفوذ ايران ، مشكل
بتوان گفت كه آيا رضايي مي خواست پيامي نيمه رسمي ارائه دهد يا نظر شخصي بيان كند . ولي به نظر مي رسيد كه مي خواهد پيامي نيمه رسمي بدهد به ويژه آن كه دولت ايران همچنين مصاحبه هايي نادر با ديگر مقامات ارشد از جمله با علي لاريجاني ، مذاكره كننده اصلي برنامه هسته اي ايران ترتيب داد .
نيت رضايي روشن بود : صرف نظر از
اين كه هر سوالي از وي مي كردم ، وي به طريقي موضوع را به نياز تهران براي يافتن راهي جهت خروج از بن بست خطرناك با واشنگتن بر مي گرداند . او گفت : رييس جمهور بوش ،يك جنگ سرد را با ايران آغاز كرده و اگر كنترل نشود ، مي تواند به يك جنگ گرم تبديل شود .
رضايي گفت كه ايران به شدت در حال جستجو براي يك راه حل حفظ آبرو
براي پايان دادن به بن بست موجود بر سر برنامه غني سازي اورانيوم خود مي باشد كه پيوسته در حال پيشرفت است .
او بيش از هر مقام ارشد ايراني ديگر به طور صريح تر
"فرصت تنفس" پيشنهادي محمد البرادعي ، مدير كل آژانس بين المللي انرژي هسته اي ، را مورد تاييد قرار داد . رضايي خاطر نشان ساخت كه اين ايده در حال كسب حمايت در داخل  ايران است و گفت "مفهوم آن براي ايران اين است كه در سطح كنوني (غني سازي( باقي بماند و بيش از آن پيشرفت نكند . به همين صورت ، شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه ديگري صادر نخواهد كرد . مساله هسته اي ايران بايد از طريق راه حلي اين چنين حل شود ."
رضايي همچنين گفت كه گفت وگوهايي كه اخيرا در بغداد بين سفير
آمريكا در عراق رايان كراكر و همتاي ايراني وي حسن قمي شروع شد ، احساس تهديدي را كه در تهران احساس مي شد كم كرده است. رضايي با خرسندي ادعا كرد آن گفت وگوها به منزله تاييد بوش بود كه بايد با ايران معامله كند ، كاري كه با تاخير زياد صورت گرفت .
تلاش رضايي براي ايجاد ارتباط حاكي از آن است كه خط مشي تهديد ديپلماتيك
كه از سوي ايالات متحده ، انگلستان ، فرانسه و آلمان دنبال مي شود ، حداقل تا حدودي جواب مي دهد. ايران از انزواي اقتصادي و سياسي خود راضي نيست . اكنون ايران مشتاق است درخواست البرادعي را براي شفافيت بيشتر بپذيرد -  به حدي كه لاريجاني دو بار با وي در هفته گذشته ملاقات كرد . چيزي كه روشن نيست اين كه آيا دولت بوش "فرصت تنفس" را در مقابل تعليق كامل فعاليت هاي غني سازي ايران خواهد پذيرفت . همچنين به رغم اميدواري رضايي ، روشن نيست كه بوش از تغيير  صرف نظر كرده باشد .
بنابر "حكم رياست جمهوري" كه بوش اخيرا امضا كرد به سيا اجازه مي
دهد عمليات غير مهلك براي اذيت و آزار  ايران به عمل آورد . به نظر مي رسد دولت بوش كه تهران را از نظر ديپلماتيك منزوي مي خواهد، صرفا با منتظر ماندن تا زماني كه  ايران "تسليم شود" ، راضي مي باشد .
ولي ديدار ده روزه من از تهران
در اواخر ماه جون كه بيشتر در تهران سپري شد مرا متقاعد ساخت كه هر گونه اميدي مبني بر اين كه ايران تسليم خواهد شد به غلط تصور شده است . درست است كه ايران تحت فشار مي باشد ولي از نظر اقتصادي به آخر خط نرسيده هر چند كه اقدام اخير آن براي جيره بندي بنزين موجب بروز اعتراضات شد .
فروشگاه ها پر از محصولات هستند ، خيابان
ها مملو از خريداران است و فروشگاه هاي گل فروشي و كالاهاي لوكس به صورت انبوه وجود دارند كه نشان مي دهد مردم در اين كشور غني از نفت همچنان درآمد خوبي براي خرج كردن دارند . تحريم هاي سازمان ملل و فشار بي سر و صدا بر بانك هاي بين المللي براي قطع روابط تجاري با ايران آسيب هايي وارد مي كند ولي آنها عموما ايذايي هستند و مانع معاملات نمي شوند .
تحريم ها نيز پر از نقاط رخنه مي باشند : شركت هاي اروپايي
داراي روابط تجاري پر رونق با همتايان ايراني خود مي باشند و ايرانيان اخيرا معاملات تجاري خود را از دلار به يورو تغيير داده اند
اظهارات رضايي و لاريجاني نشان مي دهد كه با توجه به 18
ماه باقي مانده از رياست جمهوري بوش ، احتمال دارد ايران به دولت وي آخرين فرصت را براي برقرار رابطه جديد پيشنهاد كند .
تيم بوش در اين خطر قرار دارد كه بگذارد
اين گشايش كنوني از سوي ايران نيز از بين برود . به نظر نمي رسد دولت تشخيص دهد كه تهديد ديپلماتيك به تنهايي كارساز نيست -- در مورد كشوري كه برنامه هسته اي خود را به يك جهاد ملي تبديل كرده است .
گفت وگوهاي من با تندروها و اصلاح طلبان تهران
همچنين حاكي از چيزي عميق تر بود : و آن اين كه تحت شرايط مناسب ، امكان دارد ايران درست قبل از ساخت بمب (اتمي) كار را متوقف كند . محمد حسين عادلي سفير پيشين و ميانه رو ايران در لندن مي گويد "ايران دوست دارد كه فناوري (هسته اي) را داشته باشد و آن براي بازدارندگي كافي است ."
در مورد منافع مشترك ديگر چطور؟ اجازه
دهيد با عراق شروع كنيم . در اين زمينه است كه به نظر مي رسد واشنگتن تاييد مي كند كه به كمك تهران نياز دارد با وجودي كه دولت همچنان ايران را متهم به ارسال بمب هاي پيشرفته با شبه نظاميان عراقي مي كند . رضايي گفت نوري المالكي نخست وزير شيعي عراق "از اهميت راهبردي براي ما برخوردار است . ما مي خواهيم اين دولت بر سر قدرت باقي بماند . كشورهاي سني رقيب با مالكي مخالف هستند . ما مخالف نيستيم ."
ايران
همچنين استدلال مي كند كه در افغانستان ، لبنان و "حماستان"جديد در غزه - - تمامي نقاطي كه تهران داراي نفوذ عظيمي مي باشد-ايراني كه  تشويق شود نقش امنيتي منطقه اي گسترده تري را ايفا كند ، مي تواند بيشتر همكاري كند .
البته مشكل
بزرگ ، رابطه تيره ايران با اسراييل است به ويژه آن كه رييس جمهور احمدي نژاد منكر وقوع هولوكاست شده است و يك متحد ايالات متحده را تهديد مي كند .
ايرانيان