عید آمدو ما خانه ی خود را نتکاندیم
گردی نستردیم و غباری نفشاندیم
دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز
از بی دلی او را ز در خانه براندیم
وقتی نقاط مسکونی شهرها و يا روستاها جولانگاه جنگ و ترور و اشغال میشوند، کودکان فشار سنگين آثار جنگ را خاموش و بیدفاع تحمل میکنند. در گوشه و کنار جهان، کودکان بيش از ٣٠ کشور هم اکنون چنين وضعيتی دارند. با وجود اعلاميه جهانی حقوق کودک و تصويب دو پروتکل موثر بر آن برای دفاع از جان کودکان درمناطق جنگی و به رغم همه فعاليتها و اقدامات با ارزشی که در سالهای اخير توسط افراد، گروههای جامعه مدنی، سازمانهای غير دولتی و دولتی، و سازمانهای بين المللی انجام گرفته است، تنها در دهه گذشته دو ميليون کودک در مناطق و کشورهای درگير جنگ کشته شدهاند، بيش از ٤ ميليون آواره و يک ميليون يتيم برجای ماندهاند، و بيش از ده ميليون دچار مشکلات روانی، ناشی از آسيبهای گوناگونی مثل آدم ربايی، زندان، تجاوز جنسی و ديدن مرگ فجيع اعضای خانواده، شدهاند...
ديروز عصر را با يك دوست خوش مشرب يوناني گذراندم .دكتر« اوانجلزپسياس» EVANGELOS PISSIAS استاد technology transfder دانشگاه آتن كه نمي دانم چه معادلي براي اين رشته بايد پيدا كرد.دكتر پسياس علاوه بر تدريس دردانشگاه ،يك روزنامه نگار است و در يك مركز غيردولتي مطالعات خاورميانه نيز فعاليت دارد ...
يكي از مشكلات من به هنگام به روز كردن وبلاگم آن است كه در نگارش مطالب قدرت غلبه بر وسوسه هاي خود را ندارم و وقتي مي گويم وسوسه مرادم آن حسي است كه آدم را وا مي دارد در مورد يك موضوع همه جزييات و ابعاد را بنويسد اما امروز كه مي خواهم به مناسبت 8مارس روز جهاني زن مطلبي بنويسم سعي خواهم كرد كه بدون وارد شدن به فلسفه اين روز و اينكه اصولا نقش زن در جهان امروز چيست و... به معرفي نمادهاي جنبش زنان در فرانسه اكتفا كنم با اين توضيح كه بخشي از مطالب اين پست ترجمه از منابع عربی و انگلیسی همچون مقاله شرق الاوسط با عنوان :«فرنسا تحتفل باليوم العالمي للمرأة باستحضار النساء المناضلات » و برخي ديگر از منابع اينترنتي همچون ویکیپدیا است ...
يكي از زيباترين جملاتي كه من بارها در نوشته هايم آن را تكرار كرده ام، اين سخن «هگل» است كه:« از تاريخ مي آموزيم كه از تاريخ نياموخته ايم» و نيز اينكه :«هر حادثه تاريخي بار اول تراژدي و بار دوم كمدي است» . شما هم احتمالا در مكالمات روزمره خود بارها پاي سخن افرادي نشسته ايد كه پس از كشيدن يك آه ممتد و- احتمالا اگر سيگاري باشند- يك پك عميق يادي از گذشته مي كنند و« اي كاشي» هم بدان اضافه ، اما هيچ وقت يادم نمي رود دوست فاضلي را كه يك بار به من گفت :«در تاريخ اي كاش نداريم و هر اتفاقي كه افتاده بايد مي افتاده است»!
ديروز كه از سر كار بر مي گشتم هوا به شدت مطبوع و دلنشين شده بود، در مسير خانه و در حاليكه سلانه سلانه كيف را به دوشم انداخته بودم و به سبك كاراگاهان فيلم هاي فرانسوي يقه پالتو را با وجود هواي نسبتا ملايم بالازده بودم ،چشمم به گلدان هاي كوچكي افتاد كه روبروي يك خانه براي فروش چيده بودند ...
مدتي است كه عرصه وبلاگنويسي شاهد ظهور وبلاگ هايي است كه با رشدي قارچ گونه طريقي جز مخدوش كردن چهره ها و شل كردن زمام اسب سركش زبان براي تاخت و تاز به آبروي افراد را نمي شناسند ...