مدتها تصور مي كردم كه آدم بدبيني هستم و قادر به درك خوشي هاي پيرامون خود نيستم و البته در اين برداشت افراطي- نمي گويم كاملا غلط- تقصيري نداشتم چه كه مي ديدم چگونه برخي انسانها دايما لبخندي بر لب و قهقهه اي بر گلو دارند يا چنان مي نمايانند كه گويي ميانه اي با درد و اندوه ندارند و درخلوت و جلوت جز سرخوشي و سرمستي نيست.
پوپوليسم(populism)یا «مردم انگیخته گی»؛ در مقوله آموزه های سیاسی وآنگونه که «هربرت شیلر» تشريح می کند بر این فرض اولیه استوار است که عامه مردم؛ افرادی ناآگاه،منفعل و فاقد قدرت تشخیص اند ،از سوي ديگر وجه مشخصه يك پوپوليست ميل به« ديده شدن»براي آناني است كه بیشتر مجذوب «جذابیت بصری مبتنی بر احساسات » هستند تا «تحلیل ذهنی»به عبارت دیگر مردم انگیخته گی ارایه تصاویر خوب برای آنانی است که «خوب نمي بينند » ...
یه دوست زنگ می زنه از یه جای دور، دقیقا آن ور کره زمین ،می گه دلش تنگ شده ،چند تا کتاب برام فرستاده و بسته های ارسالی من هم بهش رسیده ،حسابی «ایران درد »گرفته و دلش لک زده برای ایران و ایرانی و ایرانی بازی،می گه چه خبر؟می گم :«همه چیز سر جاشه و از این خوبتر نمیشه» ...
زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم
چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه
ور بنهی پا بنهم هر چه بیابم شکنم
عرب ها براي روزمصيبت بار شكست از اسراييل اصطلاحي دارند به نام« يوم النكبه » كه من از سه شنبه تا حالا در حال درك آن هستم با اين تفاوت كه اين بار خبري از اسراييل و شكست نيست...
مدتی است به شدت بی حوصله و در نوشتن به شدت وسواسی شده ام و خلاصه اینکه «خاطر حزین است»ِ؛ساعت ها وقت برای نوشتن یک مطلب می گذارم اما ترجیح می دهم آن را در جایی ذخیره کنم و یا اصلا بریزمشان دور.راستش این جوری اش دیگر نوبر است اما چه می شود کرد ،اسم این وضعیت جدید را گذاشته ام«یبوست روحی» ...