تبليغاتX
نون والقلم

امروز همچنان هوا سرد است ،ديشب را به اتفاق سعيد عنبري و آقاي درافشان مهمان آقا مرتضي ملاعليا گرافيست خوب نشريه بوديم كه در يك كلمه براي من مصداق "آرامش در حضور ديگران "بود چون پس از مدتها بدون داشتن دغدغه ي بستن صفحات و غيره با آرامش دور هم نشستيم و از هردري سخن گفتيم ،غافل از آنكه بستني آخر شب كه جزو سورپريزهاي خانم مرتضي بود (!)-و من با وجود مخالفت اوليه به تبعيت از جمع آن را به يك لحظه در دهان لمباندم -در كنار سرماي هوا ،كم بود به قزلقورت شدنمان منتهي شود كه به خير گذشت ...

 


ادامه قلم
+ قلم زده شده در پنجشنبه بیستم دی 1386توسط سعید |

این تصویری که می بینید نه تصویر یک شاعر مرحوم و نه تصویر یک موسیقدان ازدست رفته است این تصویر سعید عنبری هنرمند ودوست عزیزی است که امروز روز تولدش است،هرچند من به عنوان يك دوست نزديك نمي دانم كه امروز، او۳۲ ساله مي شود يا ۳۳ ساله!...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در دوشنبه یکم مرداد 1386توسط سعید |

در نشریه تابان هرکدام از ما خاطرات تلخ و شیرین زیادی داریم و از همه مهم تر اینکه آنقدر خاطره داریم که وقتی در قاب عکس ها آنها را مرور می کنیم از این فراز و نشیب ها و از اینکه چطور یک نقطه یا مکان می تواند شاهد برهه های زندگی ما باشد انگشت به دهن می مانیم .عکس هایی که در آنها لحظه ای غمگین و لحظه ای شادیم و این عکس ها در کنار این زمان ازدست رفته به خوبی نشان می دهد که این پنج سال چهره ها چطور چروک تر شده و گرد زمان چطور خودش را به رخمان می کشد...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386توسط سعید |

 

هفته نامه تابان:

هرکس یک جایی و یک عده دوستانی دارد که در آنجا و پیش آنها آرام می گیرد و به اصطلاح استخوانش بر زمین می افتد و نشریه تابان برای من یک چنین جایی است.جایی که اگرچه در یک شهرستان است اما برای من محیط آنجا نه در محیط کار و نه حتی در شرق و هم میهن -که البته آنجا هم بچه های خوب و خونگرمی دارند-تکرار نشده است و شاید دلیلش آن باشد که تابان را از اول مثل یک کودک تازه به دنیا آمده در آغوش گرفتیم و اکنون مغرورانه به قد کشیدنش نگاه می کنیم.روايت تصويري مرا از تابان در اينجا ببينيد و بخوانيد:

 


ادامه قلم
+ قلم زده شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386توسط سعید |