
من همیشه آرزو داشته ام وضعیتی فراهم شود که روزنامه ها و نشریات زرد اگر نگوییم وجود نداشته باشند اما دست کم در سایه وجود نشریات قوی با نویسندگانی مطلع و ملتزم به اخلاق حرفه ای مجبور به اصلاح خود شوند. در جایی می خواندم به نقل از یکی از همکاران آلن جانسون خبرنگار بی بی سی -به تازگی توسط حماس از اسارت چند ماهه جیش الاسلام آزاد شد-که وی زمانی قصد داشت در افغانستان از صدای چگور یک افغانی در گزارش خود استفاده کند اما فضای اتاق ان نوازنده صدا را انعکاس می داد و گزارش کیفیت پایینی پیدا می کرد همکار جانسون می گوید من به او گفتم پس از مصاحبه از نوازنده بخواهیم که بیرون از اتاق چگر بزند و بعد صدای آن را روی نوار میکس می کنیم اما جانسون گفت :دیگر امکانپذیر نیست چون من در گزارش ضبط شده گفته ام ما در این اتاق کاهگلی می خواهیم صدای موسیقی این نوازنده را بشنویم و نمی توانم قبول کنم صدایی که برای ببیندگان پخش می شود در جایی خارج از مکانی باشد که من ادعا کرده ام!این را گفتم تا انهایی که مصاحبه های خیالی می کنند حساب دستشان بیاید!!و دیگر اینکه این موضوع بهانه ای شد برای معرفی فیلمی که بد نیست به اصطلاح خبرنگاران این نشریات زرد به دیده عبرت آن را نگاه کنند...

دوستداران ادبيات آمريکا و خوانندگان آثار با صبغه افشاگرانه و حتي کمونيستي سال هاي پاياني دهه ١٣٥٠. آغاز دهه ١٣٦٠ در ايران کتاب جنگل نوشته آپتون سينکلر را به ياد دارند. کتابي تکان دهنده درباره کشتارگاه ها و شرکت هاي بسته بندي گوشت در آمريکا که بسياري را بعد از خواندن دچار نفرت از نظام سرمايه داري و گوشتخواري[لااقل به شکل فرآورده صنعتي] مي کرد. ملت حاضري پس از صد سال از نوشته شدن کتاب جنگل ساخته شده و نشان مي دهد که مشکلاتي مورد اشاره سينکلر هنوز در آمريکا وجود دارند (هرچند اكنون حتي برخي كشورها مثل خودمان گوي سبقت را در حاضري خوري از آمريكايي ها ربوده ايم )ملت حاضري خور که امسال پس از پويش در تاريکي ديگر- ساخته ريچارد لينکليتر- اکران شد و به دليل ه مستندگونه بودنش و فقدان منبع اقتباس مشهوري چون داستان هاي فيليپ کي ديک شکست سختي در گيشه خورد. ملت حاضري خور که در مقايسه با فيلم مستند Super Size Me[٢٠٠٤، مورگان اسپورلاک] فيلم سنجيده تر، خوش ساخت و ماندگارتري است فداي بي توجهي چاق ترين ملت دنيا به نحوه توليد اصلي ترين غذايش شد. اتفاقي که براي Super Size Me نيفتاد و با وجود مستند بودنش از اقبلا تجاري معقولي بهره مند شد. در اين اقبلا نامزدي اسکار چندان بي تاثير نبود و هدف اسپرلاک نيز تصوير کردن صدمات ناشي از خوردن غداي حاضري بود تا نحوه توليد آن.
اما ملت حاضري خور نگاهي دقيق تر، تلخ تر و جامع تر به اين مشکل دارد. سيستم بي رحمي که دچار فساد شده و سياستمدراان فاسد را نيز به حمايت خود جلب کرده است. شايد تماشاگر آمريکايي علاقه اي به اين سبک فيلم هاي افشاگرانه و واقع گرايانه نداشته باشد، که اتفاق عجيبي نيست. حتي حضور بازيگران سرشناسي چونبروس ويليس، آرکت، کينير، اتان هاوک و... در نقش هايي کوچک در کنار شهرت خود لينکليترنيز نتوانسته آنها را به تماشاي فيلمي چنين جدي چذب کند. ولي اين واقعه از اهميت فيلم ملت حاضري خور کم نمي کند، بر عکس بر درستي حوادث تصوير شده در فيلم صحه مي گذارد. اگر مدت هاست فيلمي جدي و اثر گذار نديده ايد، ملت حاضري خور مي تواند با وجود سوژه به ظاهر کوچکش حقايق تلخ و بزرگي را به شما عرضه کند. اگر به دنبال کردن کارنامه هنري لينکليتر نيز علاقه داشته باشيد، اين لذت براي تان تبديل به ضيافتي بصري خواهد شد!
کارگردان: ريچارد لينکليتر. فيلمنامه: اريک اسکلوسر، ريچارد لينکليتر بر اساس کتابي ملت حاضري خور: سويه تاريک غذاهاي آمريکايي. موسيقي: Friends of Dean Martinez. مدير فيلمبرداري: لي دانيل. تدوين: ساندرا آداير. طراح صحنه: بروس کرتيس. بازيگران: پاتريشيا آرکت، بابي کاناواله، پل دانو، لويس گازمن و...
١١٤ و ١١٦ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکاو انگلستان.
دان هندرسون مشاور بازاريابي همبرگرفروشي هاي زنجيره اي ميکي و ابداع کننده همبرگر بيگ وان است. وقتي دان در سفري کاري به مراکز پرورش گاوها و توليد محصولات شرکت کشف مي کند که همبرگر ابداعي و پر فروش او از چه روش هايي تهيه مي شود، دچار شوک مي شود. اغلب کارگردان شرکت مکزيکي هاي فقيري هستند که براي يافتن کار به شکل قاچاق وارد آمريکا مي شوند. کساني که اگر مونث باشند مورد آزار جنسي سرکارگرها قرار گرفته و در صورتي که مرد بوده و دچار سوانح حين کار شوند با پرونده سازي از دريافت حقوق قانوني خود محروم مي شوند. همزمان با سفر او گروهي جوان نيز تصميم دارند تا توجه مردم و رسانه ها را به وقايع رخ داده شده در گاوداري ها و شرکت توليد همبرگر ميکي جلب کنند. اما نه آنها و نه ميکي موفق نمي شوند. جوان ها کشف مي کنند که روساي شرکت و نزديکان آنان با سياستمداران روابط خانوادگي و دوستانه دارند و نقشه شان براي فراري دادن گاوها نيز ناموفق مي مانند. دان نيز براي حفظ موقعيت شغلي و خانوادگي خود، در بازگشت به دفتر شرکت طرح توليد همبرگر تازه اي را ارائه مي کند...
http://rapidshare.com/files/21916933/Fast.Food.part01.rar
http://rapidshare.com/files/21917226/Fast.Food.part02.rar
http://rapidshare.com/files/21917529/Fast.Food.part03.rar
http://rapidshare.com/files/21917853/Fast.Food.part04.rar
http://rapidshare.com/files/21918185/Fast.Food.part05.rar
http://rapidshare.com/files/21918472/Fast.Food.part06.rar
http://rapidshare.com/files/21918762/Fast.Food.part07.rar
http://rapidshare.com/files/21919059/Fast.Food.part08.rar
http://rapidshare.com/files/21919401/Fast.Food.part09.rar
http://rapidshare.com/files/21919720/Fast.Food.part10.rar
http://rapidshare.com/files/21920060/Fast.Food.part11.rar
http://rapidshare.com/files/21920397/Fast.Food.part12.rar
http://rapidshare.com/files/21920678/Fast.Food.part13.rar
http://rapidshare.com/files/21920946/Fast.Food.part14.rar
رمز فايل: ندارد

کارگردان: دارن آرونوفسکي. فيلمنامه: دارن آرونوفسکي بر اساس داستاني از آري هندل و خودش. موسيقي: کلينت منسل. مدير فيلمبرداري: ماتيو ليباتيک. تدوين: جي رابينوويتز. طراح صحنه: جيمز چينلوند. بازيگران: هيو جکمن، ريچل وايس، الن برستين، مارک مارگوليس، استيون مکه تي ، فرناندو هرناندز، کليف کورتيس، شون پاتريک تامس، دانا مورفي، ريچارد مک ميلان. ٩٦ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا. نام ديگر: The Last Man. برنده جايزه بهترين موسيقي از انجمن منتقدان شيکاگو، برنده جايزه بهترين موسيقي از انجمن منتقدان آن لاين، نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد/هيو جکمن، بهترين فيلم علمي تخيلي و جايزه بهترين جلوه هاي ويژه از آکادمي فيلم هاي علمي تخيلي-فانتزي و ترسناک، نامزد جايزه بزرگ جشنواره فلاندر، نامزد گلدن گلاب بهترين موسيقي، نامزد جايزه بهترين فيلمبرداري و جلوه هاي ويژه از مراسم ساتلايت، نامزد شير طلايي جشنواره ونيز و....
سه داستان درباره مرداني در سه قرن مختلف. قرن شانزدهم: اسپانيا در دوره تفتيش عقايد. افسري به نام تامس که از سوي ملکه ايزابل ماموريت يافته و براي يافتن درخت زندگي جاويدان به سرزمين ماياها مي رود. ملکه به وي قول داده، در صورتي که موفق به يافتن درخت شود، به ازدواج او در خواهد آمد. قرن بيستم: دکتر تام کرئو که به دنبال راهي براي کشف دارويي جهت معالجه نوعي بيماري کشنده است. محرک اصلي وي براي يافتن اين دارو، ابتلاي همسر محبوبش ايزي به اين بيماري لاعلاج است. قرن بيست و ششم: مسافري در فضا که با درختي سالخورده سفر مي کند و هدفش رسيدن به يک سحابي است که همه چيز در آنجا زندگي دوباره مي يابد...
چرا بايد اين فيلم را ديد؟
دارن آرونوفسکي متولد ١٩٦٩ بروکلين تاکنون سه فيلم بلند بيشتر نساخته، ولي با اين حال توانسته جايگاهي رفيع براي خود در سينماي آمريکا و دنيا دست و پا کند. اولين فيلمش پي در سال ١٩٩٨ سيلي از جوايز را به سوي او سرازير کرد. فيلمي سياه و سفيد و بدون هنرپيشگان مشهور با داستاني به شدت پيچيده و ماليخوليايي درباره تئوري آشوب که هر بيننده فرهيخته و منتقد فهيم را شيفته خود کرد. دو سال بعد مرثيه براي يک رويا با سبک ديداري شنيداري بديع خود سقوط روياي آمريکايي را تصوير کرد و به سرعت تبديل به فيلم محبوب بسياري از سينما دوستان جهان شد. شش سال گذشته براي آرونوفسکي و دوستدارانش با انتظار براي ساخت قسمتي ديگر از ماجراهاي بتمن گذشت و خوشبختانه به سرانجام نرسيد. نمايش سرچشمه ثابت کرد که انتظارها بيهوده نبود و آرونوفسکي همچون دو فيلم قبلي اش مي تواند بار ديگر شگفتي بيافريند. اما او اين شگفتي را نه در سايه استفاده از جلوه هاي ويژه يا روش هاي مونتاژ تصوير و صدا که در ترکيب ديدگاه فلسفي خود با اين دستاوردهاي تکنولوژيک خلق مي کند. او اين بار به سراغ سوال هايي بنيادين تر رفته و از تماشاگر و خودش مي پرسد: اگر زندگي جاويد داشتي چه مي شد؟ اگر مي توانستي تا ابد عاشق باشي، چه مي شد؟ او جواب هايي هم براي اين سوال ها تدارک ديده که چه دوستشان داشته باشيم و يا نه مي تواند براي دقايقي ما را به تفکر وادار کند. او همچون بودايي ها و پيروان مکاتب شرقي يا تمدن هاي نابود شده آمريکاي لاتين مرگ را جلوه ديگر زندگي و آزاد کننده روح معرفي مي کند.
آرونوفسکي در سرچشمه جدال ازلي وابدي فرزند آدم با مرگ را تصوير مي کند. فيلمي که ابتدا قرار بود محصولي ٧٠ ميليون دلاري با شرکت براد پيت و کيت بلانشت باشد، اما پيت پروژه را براي بازي در فيلم تروا ترک کرد و بعدها در فيلم بابل در کنار بلانشت ظاهر شد. از اين رو با تقليل بودجه به ٣٥ ميليون دلار جکمن و وايس جايگزين آن دو شدند که به حق انتخاب شايسته اي است. سرچشمه در کنار سوژه و پرداخت بسيار خوب آرونوفسکي داراي يکي از بهترين موسيقي هاي فيلم در سال هاي اخير است که مستقل از فيلم نيز جذاب است. سرچشمه در نمايش اوليه در امريکا بيش از ١٠ ميليون دلار فروش نداشته، اما خوشبختانه با شنيده شدن اخباري مبني بر ساخت دو فيلم ديگر در سال هاي آينده توسط آرونوفسکي احتمال تاثير منفي فروش اين فيلم در کارنامه او منتفي است و بايد منتظر فيلم هاي عميق و بهتري در آينده بود. اما عجالتاً همين يکي را ببينيد. سرچشمه به جرات مي توان گفت يکي از بهترين فيلم هاي چند سال اخير و يکي از آثار به ياد ماندني سينماي جدي آمريکاست.
ژانر: اکشن، درام، عاشقانه، علمي تخيلي.
براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم اينجا را کليک کنيد
لينکهاي دانلود
http://rapidshare.com/files/31113176/Fountain.part1.rar
http://rapidshare.com/files/31113771/Fountain.part2.rar
http://rapidshare.com/files/31114037/Fountain.part3.rar
http://rapidshare.com/files/31114563/Fountain.part4.rar
http://rapidshare.com/files/31114809/Fountain.part5.rar
http://rapidshare.com/files/31115414/Fountain.part6.rar