تبليغاتX
نون والقلم - یک گزارش بلاگری و چند نکته!

امروز یک روز عالی و برفی است ؛از آن روزها که بی توجه به سن و سالت،دلت می خواهد یک گلوله برفی درست کنی و بکوبی پس گردن اولین رهگذری که شیطنت تو را با این ریخت و قیافه غلط انداز،دست کم گرفته است.
دیروز هم برفکی بارید و من هم که این روزها با این دوربین همزادم بد جوری جوگیر شده ام چند شاتری چکاندم اما امروز سعی کردم کمی خودخواهانه به لذت خودم بیاندیشم ،هرچند که همین برف امروز مارا از سرویس بی نصیب کرد و با هزار دردسر خود را به محل کار رساندم و معلوم نیست امروز عصر که به سمت قزوین می روم چه مشکلاتی  را باید تحمل کنم و چند بار سر را به علامت تاييد براي راننده اي كه يك دفعه كرايه اش را چند برابر كرده؛ بايد تكان دهم.

از موضوع برف که بگذریم می رسیم به موضوع وبلاگ و وبلاگ نویسی هرچند اين روزها بيشتر به فكر به روز كردن  وبلاگ عکس هایم (حرف های چهار ضلعی)بوده ام؛ اما واقعیت این است که حجم کارهایم که این دو سه هفته ای چند برابر هم شده،مانع از به روز کردن؛ نون و القلم شده است اما در این راستا بد نیست اشاره کنم به مطلبی که دیروز در هفته نامه حدیث دیدم با موضوع وبلاگ نویسی و با عنوان« تب تندي كه نمي‌نشيند»؛ نفس گزارش البته كار جالب و خوبي است و شايد مقدمه اي شود براي مطالبي از اين دست در نشريات .

در اين گزارش البته من نيز به قدر كفايت نواخته شده ام!آنجا كه مطالبم را« بلند»؛ «غير بومي» و« نصيحت گونه» قلمداد كرده اند. به اصل اين انتقادها اعتراضي ندارم اما فكر مي كنم مطالب وبلاگ من هيچ گاه نصيحت گونه نبوده است و هر منتقد منصفي با خواندن اين مطالب -كه الحمدالله در دسترس هم هست- به اين واقعيت معترف باشد ؛مگر انكه اهالي حديث، اولين پست نون و القلم را كه نقدي بر دو دوست بزرگوار آقايان حميد مافي و رحيم سركار بود را برنتافته اند و ميان «نقد» و« نصيحت» قايل به تفاوتي نباشند و يا آنكه ممكن است اين نتيجه منبعث از كامنت هاي مشفقانه اي باشد كه گه گاه به صراحت و با نام خودم براي وبلاگ برخي دوستان گذاشته ام و اگر دليل اين باشد ،مشخص مي گردد كه در گزارش حديث؛ كامنت نويسنده ها بر مطالب ديگران را هم به حساب محتويات وبلاگ اشخاص گذاشته اند كه به نظرم كار صحيحي نيست و دست كم براي من مشخص مي كند كه از نظر دوستان عزيزم در نشريه حديث كامنت يا اظهار نظر بيش از آنكه حاوي نقد باشد بايد متضمن تعريف و تمجيد هايي باشد كه نويسنده را از برچسب نصيحت گري مبرا كند .علي اي حال اين قلم منبعد براي همشهريانش كامنتي نخواهد گذاشت و ترجيح مي دهد دوستان به جاي آزار از اظهارنظرهايش به سكوت وي در قبال ديدگاه هاي خود آرام گيرند!



پیوست۱-مثالی برای درک اینکه چرا من به نصیحت گری *متهم شده ام:

 دوست عزیز و مطلعم آقای خدابخش لینکی گذاشته اند با عنوان وقتی انسان خود بخود می سوزد و در توضیح لینک نوشته اند:
يك پديده ناشناخته كه بر اثر فعاليت به احتمال زياد داخل بدن ...روي مي دهد !
خب البته تاسف آور است كه دوست مطلعي مثل آقاي خدابخش كه بايد مرجع اخبار درست باشند چنين چيزي را مي نويسد اما بد نیست بدانید که پريروز برنامه «چهار سوي علم »شبكه چهار درساعت 6بعداظهر دقيقا اين موضوع را مورد بررسي قرار داد و در نهايت گفت اين واقعه غير علمي نيست زیرا:

1-عمده قربانیان سيگاري بوده اند و برخورد شعله سيگار با لباس پلاستيكي آنان وبيهوشي ناشي از حملات قلبي يا مسموميت آنان منجر به اين آتش سوزي شده است.
2-در مواردی نیز پلاسماي غير قابل رويت اجرام آسماني باعث بروز اين آتش سوزي شده و البته اين مورد نادر است.
3-گاهی نیز ماده سود كه در برخي مناطق اروپايي به وفور يافت مي شود به دليل آنكه با شعله ور شدن به رطوبت واكنش نشان مي دهد به لباس اين افراد چسبيده و ناگهان به رطوبت عرق بدن يا مانند آن واكنش نشان داده است و درنهايت اينكه مجري اين برنامه علمي نتيجه گيري جالبي كرد و گفت: هيچ دليل غير علمي در پس اين ماجرا وجو.د ندارد و امكان ندارد بدن انسان به دليل فعاليت دروني ناگهان آتش بگيرد و جالب تر آنكه تا كنون هيچ كس در اجتماعات و يا در استاديوم به اين مشكل دچار نشده و افراد قرباني عموما تنها زندگي مي كرده اند و نتوانسته اند به موقع واكنش نشان دهند.

البته تکمله توضیحی  در مساله آتش سوزی ناگهانی بدن !و انتقاد به سیستم اعلام به روز کردن وبلاگ ها را در کامنت وبلاگ گریز درج نخواهم کردتا دوستان قزويني من تصور نصيحت از بنده نكنند و با لينك هاي خود دنياي جالب و آرامي داشته باشنداما فکر می کنم صرف نظر از هر چیزی باید بپذیریم که گاه تصور ما به مسایل آنچنان هم که تصور می کنیم غیر قابل خدشه نیست و توضیح مشفقانه نیزدر ستونی که به همین منظور تعبیه شده مصداق نصیحت گری نیست.


*نمایشنامه «دشمن مردم»نوشته ایبسن را ببینید یا بخوانید بد نیست ماجرای مردی که از آلودگی آب شهر سخن می گوید و شهردار او را ملقب به دشمن مردم می کند!!

+ قلم زده شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386توسط قلم |